خرید بک لینک
به خاطر تو خورشید را قاب می کنم و بر دیوار دلم می زنم به خاطر تو اقیانوس ها را در فنجانی نقره گون جای می دهم به خاطر تو کلماتم را به باغهای بهشت پیوند می زنم به خاطر تو دستهایم را آیینه می کنم و بر طاقچه یادت می گذارم به خاطر تو می توان از جاده های برگ پوش و آسمانهای دور دست چشم پوشید به خاطر تو می توان شعله تلخ جهنم را چون نهری گوارا نوشید به خاطر تو می توان به ستاره ها محل نگذاشت به خاطر روی زیبای تو بود که نگاهم به روی هیچ کس خیره نماند به خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود که دست هیچ کس را در هم نفشردم به خاطر حرفهای عاشقانه تو بود که حرفهای هیچ کس را باور نداش

برچسب: به خاطر تو میخونم,به خاطر تو غرق گریه شدم,به خاطر تو سیاوش عظیمی,به خاطر تو,به خاطر تو بود و بس,به خاطر تو حمیرا,به خاطر تو رفتم,به خاطر تو از خودم گذشتم,به خاطر تو بود سیاوش شمس,به خاطر تولدت, نویسنده: نگار باقری تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 23:43

دوستـت مـی دارم !!! اصلاً مى دانى عشق چيست؟ مــن عـاشـق تــو هـسـتـم ... عاشق چشمانى كه اقيانوسى از آرامش را در خود دارند ! عاشق دستانى كه خداوند، نوازش را با الهام از آنها معنا كرده است ! و عاشق لبخندى كه زيبايى را تمام و كمال به تصوير مى كشد دوسـتـت مـی دارم !!! اصلاً می دانی عشق چیست؟ من عاشق تو هستم ... عاشق زمينى كه بر روى آن خرامان خرامان راه مى روى ! عاشق گناهى كه ارتكابش با تو مى تواند زيباترين خاطره ى هر آدميزاده اى باشد !!! و عاشق نسيمى كه عطر تو را با خود به همراه مى آورد! دوسـتـت مـی دارم !!! اصلاً مى دانى عشق چيست؟ من عاشق تو هس

برچسب: می خواهم به انگلیسی,می خواهم به محک کمک کنم,می خواهم بهترین باشم,می خواهم به عربی,می خواهم به کودکی ام برگردم,می خواهم به یاد من باشی,می خواهم به زبان انگلیسی,می خواهم به شوهرم خیانت کنم,میخواهم به خدا نزدیک شوم,می خواهم به کودکی برگردم, نویسنده: نگار باقری تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 23:42

زیستن را تفسیر کن، تو که دستهایت برترین کلام را که دوست داشتن است تعلیم می دهد و صدای قلبت رگهای مرا بیدار می کند. اندوه را تعریف کن، ای سپیده محصور که در پیکرت روح حساس ابریشم ها جاریست و هیچ کس جز من رنگ چشمانت رانشناخته و عشق را تفسیر کن در پریشان سکوتت، زمانی که خیابان رنگ چشمانتو را می گیرد و درختان نامت را نجوا می کنند و من خاطرات ناچیزِ بودن را در لبخندی به کوچه تاریکی می بخشم و به دری می کوبم که تو می گشایی تنها عبور ستاره ای که شب را می شکند. از آسمان ها می گذرم دستهایت را می گیرم و به خورشید می رسم

برچسب: دستهایت را می گیرم, نویسنده: نگار باقری تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 23:42

صفحه بندی